محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
60
مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى )
شمس را دو قوت است يكى فاعله و ديكرى منفعله فاعله حرارت و برودت و منفعله رطوبت و يبوست است چنانچه ذكر يافت و در جداول منسوبات كواكب نيز خواهد آمد و سه كواكب ديكر تابع و مشارك علوياتاند زهره مشاركهء مشترى و عطارد مشارك زحل و قمر مشارك شمس و همه كواكب و روحانيهء علويات و شمس بلسان شرع هريك معبر و مسمى است بملكى از ملائكهء عظام مثلا روحانيهء زحل را عزرائيل ملك الموت قابض ارواح نامند و روحانيه مشترى را ميكائيل مالك ارزاق و روحانيهء مريخ را اسرافيل نافخ صور و روحانيهء شمس را جبرئيل حامل وحي و تنزيل و الهام كويند و آنچه درين عالم سانح و واقع مىكردد به حكم حق جلشانه از تاثير آنها است خواه در قعر زمين و جبال و سواحل باشد از تركيب زيبق و كبربت كه مادهء معدنيات است باختلاف مراتب آنها از لطافت و كثافت و صفا و كدورت و تساوى هر دو و يا قلت و كثرت يكديكر چنانچه در فصل نهم ذكر يافت و يا نزديك بسطح زمين خواه بي توسط بزر و تخم و نواة و اعمال آدمي را در ان دخل و تصرف نباشد كه كياها و اشجار خودرو باشند و يا دخل و تصرف باشد كه انواع زراعتها و غرص اشجار و تركيب بعض انواع با بعض است كه نباتات باشند و آيه كريمهء وافى هدايه * وَ فِي السَّماءِ رِزْقُكُمْ وَ ما تُوعَدُونَ بيك معني اشاره بدان است زيرا كه بدون نزول باران و تاثير آفتاب و سائر كواكب بر اراضي انواع نباتات و حبوب و اثمار و حيوانات كه غذاى حيوان و انسان است بهم نمىرسند و نزول رحمت و بركت و فيض و بهشت و نعم موعودهء آن باعتبار رفعت و علوشان منزلت معبر از سماء و در سماء و فوق آن است و يا به روى زمين خواه در سوراخهاى زمين و جبال و خاكها و زمينهاى نمناك و كودالها و نيزارها و امثال اينها بينثاج و جمع نر با ماده كه انواع هوام و حشرات باشند و يا بنتاج كه بعض اينها و انعام و دواب سهلي و جبلي و اهلي و وحشي باشند و يا بتعمل و صنعت انسان كه جفت نمايند بعض انواع را با بعض ديكر مانند استر كه از جمع الاغ با فرس است و بز اهلي با بز وحشي و كاو اهلي با كاو وحشى و ازين قبيل و يا صنفى بصنف ديكر كه انواع حيوانات باشند باختلاف اصناف خود و يا در هوا يعني پرواز نماينده خواه صغير الجثه باشند و يا كبير الجثه و بر اشجار و شكاف ديوارها و كوهها آشيانه و خانه مىسازند كه انواع طيور باشند باختلاف اصناف خود و يا در آب تكون يابند خواه بطريق نتاج و يا بدون آنكه انواع حيوانات مائى باشند باختلاف اصناف خود از اصداف و حلزونات و كرمها و سمك مفلس و غير مفلس و غيرها از اصناف حيوانات مائي و هريك ازين مولدات ثلثه را اغذاء و غذائي است خاص بتوسط تاثير آن كواكب و قوى كه حق جل و عز بهريك ازين انواع ثلثه به قدر احتياج و قابليت عطا فرموده از جاذبه و ماسكه و هاضمه و دافعه و غاذيه و ناميه و مولده و چون اين قواى سبعه در جمادات بسيار ضعيفاند و تمييز تامي ندارند لهذا آنها را صاحب آن قوى نمىدانند و در نباتات چون قوى و تمييز تام دارند صاحب آنها و آنها را قواى لباثيه كفتهاند و غذاى نباتات از لطائف اجزاى مائيه و ترابيه مختلط باهم است كه ريشه و بيخ كياه و شجر جذب نموده نشو و نما مىيابند و بتدريج بواسطهء عروق و پوست درخت بساق و شاخ و برك و كل و ثمر و بزر و نواة مىرسانند و هريك آنها آن را غذاى خود مىنمايند و چون تغذيه و تنميه و توليد بزر و نواة و يا فصيل و شاخهاى اطراف بعض اشجار كه بمنزلهء توليد مثل است بدون هضوم اربعه در هريك از مواضع متصور نيست و ليكن چون در نباتات ضعيف است در آنها چندان اعتبارى نمىنمايند و الا عند التحقيق نيز خالى از ان نيستند و غدد كه بر تنهء اشجار و بيخ آنها بهم مىرسد فضول هضم اول و ثاني است بمراتب و صموغ و البان و يتوعات و آب جارى از تنهء بعض اشجار و كفى كه بر بيخ اوراق و اوراق بعض نباتات مجتمع مىكردد فضول هضوم ثلاثهء آنها است چنانچه در بدن حيوان ببراز و بول و عرق عند الغلبه و حدت خون بر عاف و بول الدم و قئ الدم و بواسير و حيض